Archive | April, 2015

سوگند “زیبا کلام” به موی محمد بن عبدالله و “سرسپردگی” روشنفکری برخلاف تلاش…

30 Apr

‫سوگند "زیبا کلام" به موی محمد بن عبدالله و "سرسپردگی" روشنفکری

برخلاف تلاش گروهی از روشنفکران و سیاسیون ایران که خواهان سکوت در باره اسلام هستند یا در پی سازش میان مخالفان و موافقان اسلام هستند، مبارزه فکری وفلسفی و تئوریک علیه دین اسلام و نقد علمی قرآن ادامه دارد. این مبارزه طولانی در جستجوی روشن ساختن علل پیروزی اسلام در ایران، توضیح اسارت روحی ایرانیان و تحلیل آسیبهای این دین بر خردگرائی در جامعه است. بعلاوه تحلیل استبداد دینی در قدرت سیاسی، نابسامانی‌های گوناگون و فروریزی اخلاق اجتماعی، نمی تواند از نقد اسلام جدا باشد. از دیر باز شعر پرسش انگیز فردوسی و خیام، تعقل گرائی رازی و ابن سینا، انتقاد آشکار میرزاآقاخان کرمانی و آخوندزاده علیه خرافات و شیعه، نقد "دوقرن سکوت" زرین کوب و گفتار افشاگر علی دشتی و صادق هدایت و احمد کسروی و در دوران نوین تحلیل علمی دین و نقد تقدس جزمگرای فریبنده، توسط دهها متفکر جسور مانند محمد رضا فشاهی و آرامش دوستدار و روشنگر و دلارام مشهوری و دیگران، نمونه‌های برجسته‌ای از این مبارزه علیه ایدئولوژی دینی و آسیب‌های ناشی از آن است. نقد فکری دین در یک جامعه پیشرفت رفته فرهنگی یک ضرورت کامل بوده و هیچگونه ملاحظه سیاسی نباید کار فکری تئوریک را مختل نماید. بعلاوه پیوسته جانبداران مستقیم و غیر مستقیم دین به مبارزه علیه تمام اندیشه‌های غیر مذهبی و ناباوران ادامه میدهند.
همیشه تمام قدرتهای کوچک و بزرگ در حمایت از اسلام برخاستند و بردهان‌ها کوبیدند تا کسی به اسلام و قرآن انتقاد نکند و ایدئولوگها وتاریخنویسان رسمی رنگارنگ، در کنار این استبداد مستمر پنهان و آشکار برای ما تاریخ جعلی ساختند و اسلام را راه نجات اعلام کردند. اینان با تحریف زشت تجاوز اسلام را "استقبال" گفتند و خشونت را "عطوفت الهی" نامیدند و انسانها را هر چه بیشتر پریشان کردند. این مدافعان دین و مذهب شیعه، این فعالان سیاست و تاکتیک و این حامیان توده‌های نادان و غرقه در خرافات، در کوچه و بازار، در مدرسه و دانشگاه، در خانه و مسجد، در رسانه و کتاب، خرافات و امامزاده پرستی و رسالات کهنه پرستی و احترام به نادانی توده‌ها را در مغز ما کردند. همکاری مذهبی و غیرمذهبی وفادار به سنت، انسان ایرانی را بیهوش کرد و امتیازداران به برکت اسلام پیروز شدند. بتاریخ معاصر پهلوی و اسلامی نگاه کنید. تمام ایدئولوگهای اسلام و اسلامیستهای اصلاح طلب و رادیکال، تمام فیلسوفان دینی و آخوندهای شیعه، تمام دانشجویان شیعه و روزنامه نگاران مذهبی با همکاری وسکوت غیرمذهبی‌های سنت گرا، در راستای حقانیت دین خود نوشتند و رسانه‌ها و حسینه‌ها را اشغال کردند و تمام نقد کنندگان دین و شیعه را منکوب کردند. هرصدای انتقاد علیه مذهب و نقد اساطیر مذهبی و امامان و امامزاده‌ها ممنوع شد و تنها تفاسیر سنتی و اصلاح طلب مجاز شد. مستبدترین انسانها همین مذهبی‌های ایدئولوگ و سیاست باز هستند که تمام میدان را در انحصار خود درآورنده اند. در چنین بستری و در هنگامیکه روشنفکر غیرمذهبی سنت گرا خاموش است، یک استاد دانشگاه آقای صادق زیبا کلام، که در عرصه سیاست اصلاح طلبانه فعال است و در تمام رسانه‌های رسمی جایگاه ویژه‌ای دارد، در دفاع از اسلام و پیامبر به تعرض علیه تاریخ ایران و فرهنگ پیش اسلامی ایران میپردازد.
در اخبار آمد که صادق زیبا کلام، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران اظهار داشت که "من يك موی محمدبن عبدالله را به ۱۰۰ تا كوروش، داريوش، خشايار، تخت جمشيد و ايران و گذشته آن نمی‌دهم." بدنبال این گفته صدها نفراز کاربران واکنش نشان دادند و به انتقاد از صادق زیباکلام برآمدند. در واکنش به انتقادها صادق زیباکلام در صفحه فیس بوک خود در نامه‌ای چنین نوشت: "گذشته من با محمد بن عبدالله (ص) پیوند می‌خورد. به‌عنوان کلام آخر، من بغض و کینه نسبت به اسلام و اعراب را می‌توانم بفهمم؛ اما این اشتباه تاریخی را یک‌بار دیگر هم بسیاری از روشنفکران یا منورالفکرهای ما در عصر مشروطه مرتکب شدند و همه مصیبت‌ها، کاستی‌ها و عقب‌ماندگی‌های ایران قرن نوزدهم را بر سر اسلام و حمله اعراب ریختند. برخی از آنان حتی تا بدان جا پیش رفتند که حمله اعراب به ایران را نه‌تنها باعث از بین رفتن فرهنگ و تمدن پیشرفته و پرشکوه ایران قبل از اسلام دانستند بلکه مدعی شدند که آمدن اعراب بادیه‌نشین به ایران متمدن باعث شد تا اخلاقیات و هنجارهای نیک ما ایرانیان از بین رفته و ما ایرانیان بجای راست‌گویی، راست پنداری و درست‌کرداری، دروغ‌گویی، دورویی، ریا و تزویر را پیشه کنیم. شرح نادرست بودن این آراء و تمایلات عمیق نژادپرستانه که در پس این تفکرات نهفته است در «ما چگونه، ما شدیم» آمده است. واقعیت تلخ آن است که بسیاری از ایرانی‌ها از اعراب متنفرند و متقابلاً خیلی از اعراب هم چشم دیدن ما را ندارند. اینکه مردم عادی همچون طرفداران دو تیم فوتبال از یکدیگر منزجر باشند البته که تأسف‌آور است؛ اما آنچه که فاجعه است آن است که اقشار و لایه‌های تحصیل‌کرده یک جامعه نتوانند در ورای حجاب‌های تنگ و تاریک و تعصبات نژادپرستانه به یکدیگر بنگرند. آنچه تأسف‌آور است آن است که بسیاری از نخبگان فکری عرب و ایرانی در قرن بیست و یکم بجای اندیشیدن به پیشرفت و ترقی همه فکر و ذکرشان آن شده که ۱۴۰۰ سال پیش چه اتفاقی افتاد و کدام طرف شکست خورد و کدام طرف پیروز شد. کدام طرف متمدن بود و کدام طرف بادیه‌نشین و سوسمارخور. به‌هرحال عقب‌ماندگی شاخ و دم ندارد و فقط منحصر به تولید اتومبیل پیکان نیست. اروپایی‌ها موفق شده‌اند قرن‌ها عداوت و دشمنی، جنگ‌های مذهبی، قومی، نژادی، زبانی، ملیتی و غیره را پشت سر بگذارند و در قالب یک کل بزرگی بنام «اتحادیه اروپا» دارند منظما سیم‌های خاردار بین کشورهایشان را جمع می‌کنند و حصارها و مرزهای جغرافیایی‌شان را بازتر و بازتر می‌کنند و ما هم در مقابل درگیر اینکه بعد از نامیدن اتوبان تهران- قم بنام غرورآفرین خلیج‌فارس کدام شاهراه اصلی دیگرمان را خلیج‌فارس نام‌گذاری کنیم تا سیلی دیگری به گونه اعراب مزدور بنوازیم. اروپایی‌ها به دنبال عملی ساختن رؤیایی هستند که از منتهی‌الیه شمال تا منتهی‌الیه جنوب، از منتهی‌الیه شرق تا منتهی‌الیه غرب اروپا را بدون پاسپورت، ویزا و مجوز عبور و مرور بتوان همچون یک کشور واحد درنوردید و ما هم به دنبال آن هستیم که نشان دهیم ۱۴۰۰ سال پیش ما ازنظر تمدنی بر اعراب چیره شدیم و وحشی‌های بیابان‌گرد سوسمارخور را شکست دادیم." (صادق زیباکلام ۱۷ فروردین ۱۳۹۳).
در ارزیابی از دیدگاه این استاد دانشگاه اصلاح طلب چند نکته زیر دارای اهمیت است:
یکم، نقد گذشته برای بهتر فهمیدن امروز لازم است، هرچند که باید هوشیار بود تا در گذشته نمانیم. انتقاد برای فهم اثرات منفی و مخرب اسلام، برای شعور امروز جامعه، درک خرافات گسترده اجتماع، تحلیل ضعف خردگرائی در جامعه و درک از قدرت سیاسی امروز کاملن لازم است. پیشرفت جوامع و پیشرفت افکار فلسفی و هنری و اجتماعی به انتقاد جامعه شناسانه و فلسفی و تاریخی نیازمند است. جامعه بدون نقد مرده است و در آن ترقی و روحیه آزادگی ناممکن است. نقد اسلام حق ماست. نقد اسلام در خدمت سلامت جامعه است. جامعه ما با گندیدگی گسترده مواجه است و اسلام و شیعه سهم بزرگی در ایجاد گندیدگی داشته اند. حال کسانی که این گفته را نمی پسندند، به ارعاب و مغلطه دست میزنند. آقای زیبا کلام از "اشتباه تاریخی" حرف میزند و در پی آنست تا انتقاد علیه اسلام را متوقف نماید. قصد ایشان نجات اسلام است. درواقع تمام روحیاتی که با اسلام آبیاری شده مخالف دمکراسی و آزاد اندیشی هستند. اصلاح طلبان هم دمکراسی را برای مسلمانان خودی میخواهند و هیچگاه از اعمال استبداد نسبت به دیگراندیشان غیر شیعه ناراحت نمیشوند.
دوم، بدون شک افرادی که از زاویه نژاد پرستانه به اعراب برخورد کنند، از نظر من هم نابجا و اشتباه بزرگی است. شوینیسم و نژاد پرستی طاعون جامعه بشری است و جز جنگ و نفرت نتیجه دیگری ندارند. ولی روشن است که انتقاد از یک ایدئولوژی و دین نژاد پرستی نیست. من میپذیرم که در نوشته‌های برخی نویسندگان ایرانی در نقد اسلام جنبه شوینیستی وجود داشته است، ولی خط اصلی مخالفان اسلام بیانگر آزادگی روح آنها و مخالفت با خدعه گری آخوندی مذهبی و نقد دین خوئی فلج کننده است. انتقاد به اسلام و قرآن، نژاد پرستی نیست، بلکه پالایش ذهن ماست. انتقاد به قرآنی که دربرگیرنده صدها آیه خشونت بار است، قرآنی که مقام زن را به نیمه تبدیل میکند، قرآنی که آزادی انسان و حقوق بشر برایش ارزشی ندارد، نژاد پرستی نیست. انتقاد به پیامبری که لذتهای جنسی در نزد ۱۴ زن رسمی و دهها کنیز و اعمال قدرت سیاسی و برخورد خشن علیه دیگران معنای اصلی زندگی‌اش است، بیانگر نژاد پرستی نیست. منشور کوروش را در مقابل آیات الهی زیر ملاحظه بفرمایید:۱-وقاتلوا حتی لاتکون "فتنه" ۲-وقاتلوالمشرکین کافه ۳-و قاتلوالمشرکین حیث وجدتموهم ۴-قاتلوالذین یلونکم من الکفار ولیجدوا فیکم غلظه ۵-وقاتلواهم حتی یومنوا. این دین خشونتبار به ملت ما ظلم کرد. آیا در عصر کنونی، وابستگی برای ما ایرانیان به این دین مداخله گر، جز عقب ماندگی ذهنی و دین خوئی نتیجه دیگری میتواند باشد؟ روشنفکران ایران حق دارند که انتقاد آشکار کنند و مقدساتی را که ضد ارزشهای انسانی میباشند را برملا سازند. اینکه برخی از ایرانیان تمایل نژادپرستانه نسبت به عربها دارند واقعیتی است، ولی این واقعیت منفی را نمیتوان با دروغ تاریخی و ستایش از تجاوزکار تصحیح نمود. حقیقت گوئی و گسترش فرهنگ و همکاری انسانی راه مقابله با تمایلات نژادی پرستانه است. در میان عربها گرایش نژادی و سرکوبگر علیه ایرانیان بسیار بوده است. در این زمینه رجوع شود به "تاریخ ایران بعد از اسلام" از دکتر زرین کوب تا بعنوان نمونه سرکوب اهالی ری با دستور علی، امام اول شیعیان مطالعه شود. حسین بن علی، امام سوم شیعیان، گفت:"ما از تبار قریش هستیم و هواخواهان ما عرب و دشمنان ما ایرانی‌ها هستند. روشن است که هر عربی از هر ایرانی بهتر و بالاتر و هر ایرانی از دشمنان ما هم بدتر است. ایرانیها را باید دستگیر کرد و به مدینه آورد، زنانشان را بفروش رسانید و مردانشان را به بردگی و غلامی اعراب گماشت." ("سفینه البحار و مدینه الاحکام و الاثار" از حاج شیخ عباس قمی، برگ ۱۶۴). اسلام و امامان شیعه حافظ منافع عرب بودند و در برابر منافع ایرانیان قرار داشتند.
سوم، گفتن اینکه "من يك موی محمدبن عبدالله را به ۱۰۰ تا كوروش، داريوش، خشايار، تخت جمشيد و ايران و گذشته آن نمی‌دهم." به چه معناست؟ این لحن و طرز استدلال جز یک افت روحی و تعصب بار چیز دیگری نمی تواند باشد. افلاطون، هردوت، گزنفون، توماس جفرسون، برتراند راسل از شخصیتهای تاریخ ما سخن گفته و بآنها احترام میگذارند. روشن است که ما نباید سرمست افتخارات خود شویم ولی آنها را هم نباید فراموش کرد. آقای زیبا کلام با لجبازی اسلامیستی در پی نفی تاریخ میباشد. ایشان به رویزیونیسم تاریخی روی آورده است. علیرغم مکتب‌های فکری گوناگون در تاریخ نویسی، تاریخ، قابل مطالعه و تحلیل است و با برخورد احساسی و نفی گرایانه در تضاد است. منشور کوروش که امروز در محافل جهانی ارج گذاشته میشود، برای آقای زیبا کلام فاقد ارزش است. تخت جمشید بمثابه نموداری از معماری گذشته و سمبلی از نظام تاریخی پادشاهی در تاریخ ایران برای ذهن تنگ نظر ایشان بدون اهمیت است. ایشان در راه فداکردن خود برای اسلام عربی، تا آنجائی پیش میرود که ایران و گذشته آن را بی‌ارزش قلمداد نموده و وابستگی عاطفی و روحی خود را به دین عربی محمدی باوج میرساند. اگر ایران برای ایشان ارزشی ندارد چرا در دانشگاه ایران تدریس میکنند؟ آیا این شیفتگی روحی با تدریس در حوزه دینی قم یا در مراکز مذهبی مکه و قاره مناسب تر نیست؟
چهارم، ایشان میگویند "روشنفکران و منورالفکرهای" ما در عصر مشروطه به انحراف رفتند. کدام اشتباه؟ انتقاد علیه مذهب توسط آخوندزاده و میرزاآقاخان کرمانی اشتباه نبود بلکه همراه با جسارت و دلاوری افرادی بود که مغلوب خرافات حاکم و ایدئولوژی مسلط حکومت و توده نادان نشدند. مسئله اینستکه اینگونه انتقاد آشکار و جسورانه در تاریخ ایران کم بوده است. بعلاوه این اندیشمندان همه گرفتاری‌ها را برخلاف تحریف آقای زیبا کلام، فقط به حساب دین نگذاشتند، بلکه آنها در نوشته‌های خود مانند "مکتوبات" و "سه مکتوب" از استبداد حاکم و آخوند دغلکار و عقب ماندگی مردم نیز گفتند و برفقدان دانش متمایل به تمدن انگشت گذاشتند. این روشنفکران شهامت داشتند و آزاد فکر بودند تا بگویند که حمله عربان بدبختی آور بود و علما و آخوندهای شیعه نیرنگ باز و فاسد میباشند. در جامعه‌ای که اغلب برای نجات اسلام تجاوزگر و افسانه سازی شیعه سینه چاک میدادند، این آزاد اندیشان گفتند که اسلام عربی است و بدرد همان شبه جزیره آغازین میخورد و شیعه جز تزویر چیز دیگری نیست.
پنجم، اینکه عربستان دوران پیدایش دین محمد از نظر اجتماعی و ساختار قدرت نسبت به ایران عقب مانده تر بود مورد تائید همه تاریخ نویسان غیر متعصب و واقع گرا میباشد. تحلیل تاریخ باعتبار تحقیقات و شواهد و باعتبار دیدگاهی عینی و علمی و بدون دخل و تصرف، ضدیت با هیچ قومی بحساب نمی آید. کتاب "دوقرن سکوت" دکتر زرین کوب و نیز نظریات هگل فیلسوف آلمانی در باره امپراتوری پارس از جمله نوشته هائی است که بر تفاوت میان دو جامعه و موقعیت تمدن ایران تاکید میورزند. بهرحال تمدن ایرانی نسبت به آنچه قوای عرب در زمان تجاور اسلامی نمایندگی میکردند، برجسته تر و باشکوه تر بود و معلوم نیست چرا آقای زیبا کلام از بیان این امر ناخشنود هست و آگاهانه در مسائل مغلطه میکند. مقابله با برتری طلبی نژادی نباید بمعنای کوچک کردن و نفی یک ملت باشد. ایشان برای حمایت ایدئولوژیک از قوم عرب و قبیله قریش، به ملت ایران و تاریخ او پشت میکند. اگر شاهان ساسانی و سران آیین زرتشتی فساد نمیکردند و دگراندیشان را سرکوب نمی کردند و برای بقای حکومتشان به اختلاف طبقاتی عمیق دامن نمیزدند، سپاهیان و مردم ایران در مقابل اعراب و اسلام بهتر مقاومت میکردند. کاهنان زرتشتی به جای تعدیل فشار آیین شان، به سرکوب دگراندیشان پرداختند و وضع را بغرنج تر نمودند و مانی‌ها و مزدکیان و بابک خرمدینیها را با وحشیانه‌ترین حالت سرکوب کردند و همه این عوامل به شکنندگی داخلی منجر گشت. علیرغم این عوامل درونی شکست، بر واقعیت تجاوز و چپاول لشگر عرب نمیتوان چشم پوشید. عربها حمله کردند تا ثروتها را بربایند و تجاوز کنند. انگیزه قوای اسلام محمدی غارت و تسلط بود و یک فرد واقعگرا و میهن دوست نمیتواند این تعرض دشمنانه را بپذیرد. ما میدانیم هیچ جامعه‌ای دوست ندارد اساطیر و نیاکانش را نستاند، هرچند در هر تاریخی خوب و بد در کنارهم ایستاده اند. آگاهی به ناتوانی‌های تاریخی، مخالف مهرورزی نیست. هرچند ما باید با تواضع باشیم و بیاموزیم و از تجربه‌ها درس بگیریم، ولی تواضع بمعنای خودفراموشی نیست، بمعنای پذیرفتن اسارت روحی نیست. اسلام اسارت و تسلیم ما را میخواهد و آخوندیسم هویت ایرانی ما را میخواهد برباد دهد.
ششم، بله ما باید به آینده بنگریم، ما باید در خاورمیانه به همکاری منطقه‌ای در زمینه علمی و تکنولوژیکی و زیست محیطی و اقتصادی و فرهنگی بپردازیم. ولی این همکاری‌ها با مبارزه علیه تروریسم اسلامی و فناتیسم و استبداد از یکسو و از سوی دیگر پیکار برای دمکراسی و ساختار دولتی لائیک و صلح طلبی، پیوند میخورد. در منطقه بلحاظ مداخله نیروهای هژمونی طلب خارجی و نیز تمامی مرتجعین اسلامی منطقه، امکان‌ها و فرصت‌های بیشماری از دست رفته است. عربهای مرتجع و اسلامگرایان حاکم بر ایران نابودکننده منابع و فرصت‌ها بوده اند. پروژه همکاری اروپا که آقای زیبا کلام از آن یاد میکنند، برپایه خواست صلح طلبی و پیشرفت حقوق بشر و دمکراسی بجلو میرود، اروپائیان دیگر نمی خواهند طرفدار جنگ باشند و رفاه و آسایش مردم مورد توجه آنهاست، اروپائیان نمی خواهند با پرچم دین کار کنند، آنها به فرهنگ دمکراتیک و لائیک و شعور غیر مذهبی مردم تاکید میورزند. بطور مسلم اروپا و دولتهای آن دارای اهداف اقتصادی و خواهان تقویت قدرت رقابتی هستند زیرا در دنیای مسابقه اقتصادی قرار دارند و بطور مسلم نیروهای دمکرات و ضد فساد و مردم هوشیار به نارسائی‌ها آگاهند و آنها نباید قدرت اغواگری و فریبنده مراکز قدرت را فراموش کنند. با توجه به آنچه بیان شد حکومت ایران و دولتهای منطقه از این منطق بدور هستند و بعلاوه زمینه فرهنگی و اجتماعی در کشورهای منطقه نیز بسیار عقب مانده و با سنتهای کهنه دینی درگیر است. این عقب ماندگی ناشی از عوامل گوناگون است و بویژه عاملی چون حاکمیت اسلام، ایدئولوژی دینی و بینش تمامی شخصیتها و احزابی که از اسلام تغذیه میکنند. بنابراین برای راهگشائی همکاریها باید اسلام را بدرون زندگی خصوصی سوق داد، زیرا جنگ مدام مذهبی شیعه و سنی و وجود حکومتهای دینی، نابودکننده هر تلاش جدی است.
هفتم، چرا افرادی مانند آقای زیبا کلام در پی تخطئه این انتقاد از اسلام هستند؟ چه گلی پیامبر عرب بر سر تاریخ و هویت و زبان و ارزشهای فرهنگی و روشنفکری ما زده است؟ این همه امامزاده پرستی و آخوندگرائی و ستمگری دینی و خرافات فلج کننده که جامعه درگیر آنست ناشی از این ایدئولوژی مذهبی است که حاکمان را در منافع خود حمایت میکند. حال چرا روشنفکرانی مانند آقای زیباکلام خود را فدای تارموی محمد میکنند، مدافع اسلام اند و برای ادامه حیات آن همراه با قدرت حاکم به سرکوب ذهنی و ایدئولوژیک دیگران می پردازند؟ واقعیتی است که بخش مهمی از روشنفکران و قلم بدستان ایران دین خو هستند و خواسته یا ناخواسته برای ادامه یک ایدئولوژی دینی تحت عنوان "احترام به اعتقاد توده" بمبارزه علیه خردگرائی فلسفی و آزادمنشی در اجتماع دست زده وعلیه رهائی روان آدمی تلاش میکنند. عوامل سیاهی جامعه متعدد هستند و تحلیل جامعه دشوار و پیچیده میباشد. این مشکل برای شناخت انسانها هم صادق است. آنها پیچیدگی‌های بسیار دارند و رازهای پنهانی بیشماری را در خود نگاهداری میکنند. چگونه ذهنیت انسان روشنفکر عمل میکند؟ چگونه شیفته دین غیر خودی میگردد یا بطور کلی در برابر پدیده دین چگونه دستخوش از خودباختگی میگردد؟ روانشناسی روشنفکر ایرانی چیست؟ سست فکری و عدم شجاعت و نیز تاریخ ژرف دین خوئی این افراد چه نقشی در شخصیت امروزی آنان دارد؟ روشنفکران دنیای عرب بشدت دین خو و اسلام سرشت هستند و نمی توانند بدون اسلام نفس بکشند، زیرا اسلام تنها مرجع اصلی تاریخی هستی شناسانه آنهاست. روان ما کاملن مانند روان آنان عمل نمیکند. از آنجا که با عربها تاریخ مشترکی نداریم، روشنفکران ایرانی که این مرز را میشکنند و خود را رها میسازند بمراتب بسیار فراوانند. ولی بهرحال بخش مهمی از جامعه روشنفکری ایران ترس دارد و در بند پنهان و آشکار دین یا اسطورهای دینی میباشد. نخبگان چپ و دمکرات و جمهوریخواه و ملی گرا واصلاح طلب بیشماری هستند که فرصت طلب و محافظه کار و کمک رسان قدرت مذهب در جامعه هستند. بسیاری از روشنفکران ایران در نوعی سرسپردگی ذهنی نسبت به مذهب اسلام قرار گرفته اند و در این زمینه فاقد جسارت انتقادی بوده و از شعور فرهنگی آزادمنشانه برخوردار نیستند.

جلال ایجادی
استاد جامعه شناسی در دانشگاه فرانسه
۸ آوریل ۲۰۱۴
idjadi@free.fr

منبع: عصر نو

http://ift.tt/1ebFTt0

Advertisements

محمد رضا شاه پهلوی در باره سوقصد دوم به جانش توسط چپ گرایان افراطی در ۲۱ فرودین…

30 Apr

‫محمد رضا شاه پهلوی در باره سوقصد دوم به جانش توسط چپ گرایان افراطی در ۲۱ فرودین ۱۳۴۳ در کاخ مرمر می نویسد: مغز متفکر این توطئه شخصی بود بنام پرویز نیکخواه که به ده سال حبس محکوم شد و اندکی بعد، من وی را عفو کردم. پس از رهایی از زندان، نیکخواه جزو طرفداران پابرجای سلطنت شد و به همین علت پس از حوادث اخیر ( زمان انقلاب ) تیرباران گردید. همدستان نیکخواه در این توطئه غالبا مهندسان فارغ التحصیل از دانشگاه منچستر بودند که آنها را نیز عفو کردم.

پاسخ به تاریخ

(( پرویز نیکخواه سرپرست گروه تحقیق رادیو و تلویزیون ملی ایران بود، وی در ۲۲ اسفند ۵۷ بعد از اعلام جرم مسعود بهنود علیه وی به جرم مفسد فی الارض در زندان قصر تیرباران شد.))‬


Timeline Photos
محمد رضا شاه پهلوی در باره سوقصد دوم به جانش توسط چپ گرایان افراطی در ۲۱ فرودین ۱۳۴۳ در کاخ مرمر می نویسد: مغز متفکر این توطئه شخصی بود بنام پرویز نیکخواه که به ده سال حبس محکوم شد و اندکی بعد، من وی را عفو کردم. پس از رهایی از زندان، نیکخواه جزو طرفداران پابرجای سلطنت شد و به همین علت پس از حوادث اخیر ( زمان انقلاب ) تیرباران گردید. همدستان نیکخواه در این توطئه غالبا مهندسان فارغ التحصیل از دانشگاه منچستر بودند که آنها را نیز عفو کردم.

پاسخ به تاریخ

(( پرویز نیکخواه سرپرست گروه تحقیق رادیو و تلویزیون ملی ایران بود، وی در ۲۲ اسفند ۵۷ بعد از اعلام جرم مسعود بهنود علیه وی به جرم مفسد فی الارض در زندان قصر تیرباران شد.))

منبع: تاریخ در تصویر

بهنود پدیده‌ای که از نو باید شناخت!

مسعود بهنود که محمود جعفریان و پرویز نیکخواه را شایسته مجازات و کیفر دانسته بود و علیه‌ همکاران سابقش (هردو توسط خلخالی اعدام شدند!)، خود نه تنها در دوران پهلوی بلکه در طول ۳ دهه‌ی گذشته‌ی نیز یک دم از نزدیکی و امداد‌رسانی به مسؤلان سانسور و اختناق رژیم جمهوری اسلامی غفلت نکرده است.
ارزش بهنود برای مقامات امنیتی جمهوری اسلامی تا آ‌ن جاست که وزارت اطلاعات رژیم تمامی تلاش خود را به کار برد تا مبادا او سوار «اتوبوس مرگی»که قرار بود سرنشینان آن در مسیر تهران به ارمنستان به دره افتند، شود.
فرج سرکوهی در مورد تلاش های وزارت اطلاعات برای جلوگیری از مسافرت بهنود می‌نویسد:
«پیش از آن آقای مسعود بهنود زنگ زد و گفت که در اداره گذرنامه به او گفته‌اند که ممنوع‌الخروج است و او نباید به سفر برود. اعتراض کرده بود و گفته بود که تازه از سفر خارج آمده است و ممنوع‌الخروج نیست. اداره‌ی گذرنامه در اختیار وزارت اطلاعات بود. آقای بهنود به من گفت که با آقای مهاجرانی، مشاور رئیس جمهور که با او در ارتباط بود تماس گرفته است و او گفته‌ است مانعی نیست و کار گذرنامه را درست می‌کند. تمام راه آقای مسعود بهنود در انتظار راننده‌اش بود تا پاسپورت او را بیاورد …

ایرج مصداقی مينويسد: مسعود بهنود، یکی از کسانی است که در طول عمر خود همواره تلاش کرده است به قدرت نزدیک شود و از آن بهره جوید. او در این راه هیچ پرنسیبی را رعایت نمی‌کند و یکی از نمونه‌های مشخص ابن‌الوقتی در تاریخ معاصر ایران است.

در تصوير : مسعود بهنود در كنار ابراهيم نبوي و حسين باستاني

ابراهيم نبوي پديده ديگري که از نو باید شناخت! لطفا اين ويديو را ببينيد:
صداهای ماندگار؛ حقایقی تکان دهنده درباره ماهیت واقعی "حامی‌ ناقضین حقوق بشر" در لباس روشنفکر

http://ift.tt/1i4tW3H

افشای پول های دزدی سران رژیم در بانکهای بیگانه شبکه تلویزیونی CNN در گزارشی که…

30 Apr

‫افشای پول های دزدی سران رژیم در بانکهای بیگانه

شبکه تلویزیونی CNN در گزارشی که روی سایت این شبکه قرار دارد، اعلام داشت که توسط یکی از کارکنان ایرانی بانک های کشور مالزی در جریان لیستی از پول مقامات و رهبران جمهوری اسلامی در خارج از کشور دست یافته است. این شبکه تلویزیونی مدعی شد که کارمند ایرانی بانک های مالزی به دلیل علاقه ای که به جنبش سبز! در ایران دارد، این لیست را برای انتشار در اختیار CNN گذاشته است.

علی اکبر محتشمی: ۱۲۵ میلیون دلار در شارجه، ۸۵ میلیون دلار در کویت، ۲۰۰ میلیون دلار در مالزی، مبلغ نا مشخص در بانک سوئیس

http://ift.tt/1IqfCUc

سید علی‌اکبر محتشمی‌پور عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز از و شاگردان روح الله خمینی است. وی وزیر کشور کابینه دوم میر حسین موسوی در زمان کشتار ۱۳۶۷، از بنیانگذاران حزب‌الله لبنان و تا ۱۵ فروردین ۸۹ دبیرکل کنفرانس بین‌المللی حمایت از قدس بوده است.

علی اکبر محتشمی پور پسر عموی فخرالسادات محتشمی‌پور همسر مصطفی تاج‌زاده است. مصطفی تاجزاده در سال ۱۳۹۲ از داخل زندان ‌ستاد انتخاباتی برای حسن روحانی تشکیل داد.

فخرالسادات محتشمی‌پور دخترخاله حسین صفارهرندی معاون مدیرمسئول و سردبیر روزنامهٔ کیهان و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت احمدی‌نژاد است.

علی‌ طباطبایی داماد مصطفی تاجزاده نیز در کشور کانادا پرچم جمهوری اسلامی را بر افراشته نگاه داشته است.

لیست کامل به شرح زیر است:
۱-غلامحسین الهام : ۲۵ میلیون دلار در دبی، ۱۳ میلیون دلار در ترکیه، ۱۷ میلیون دلار در سوئیس، ۰.۷ میلین دلار در بیروت
۲-س.ح پناهی : ۱۱ میلیون دلار در بانک اسلامی شریعت، ۴ میلیون ایورو در مالزی
۳-مسعود کاظمی:۴۵ میلیون دلار در المان، ۴.۲ میلیون دلار در دبی
۴-علی هاشمی بهرامیان: ۵.۲ میلیون دلار در کویت، ۱۱ میلیون ایورو در بلژیک، ۲۳ میلیون دلار در دبی،و مبلغی نا مشخص در الناخال کمپانی
۵-محمد محمدی:۱۲ میلیون دلار در دبی، ۱۷ میلیون دلار در کویت، ۸ میلیون ایورو در ترکیه
۶-مهدی احمدی نژاد: ۱۸ میلیون ایورو در بلژیک، ۴۵ میلیون ایورو در سوئیس، ۴۴ میلیون دلار در بانک اسلامی شریعت
۷-نازیه خامنه‌ای : ۷ میلیون دلار در ترکیه، ۵۶ میلیون ایورو در المان، ۱۲۲ میلیون پوند در انگلیس
۸-صادق محصولی: ۱۴ میلیون ایورو در ایالات متحده عربی،۲۴ میلیون دلار در ترکیه،۳ میلیون ایورو در مالزی
۹-مجتبی خامنه ای:۱ بیلیون پوند در گرین انگلیس(احتمالا بلوکه شده است)، ۲.۲ بیلیون ایورو در المان،۷۶۶ میلیون دلار در قطر،مبلغی نامشخص در بانک سوئیس
۱۰-حسین معادی خواه:۱۵ میلیون دلار در کویت، ۴۵ میلیون ایورو در استرالیا،۷ میلیون دلار در امارات متحده عربی
۱۱-عیسی کلانتری: ۳۲ میلیون ایورو در بلژیک،۱.۲ میلیون دلار در ایتالیا
۱۲-حسین طائب:۱۲۲ میلیون دلار در امارات متحده عربی، ۴۲ میلیون ایورو در ایتالیا
۱۳-مسعود حجاریان کاشانی:۹۲ میلیون دلار در استرالیا،۱۳.۷ میلیون دلار در قطر
۱۴-سردار احمد وحیدی:۳۲ میلیون دلار در امارات متحده عربی، ۶۵ میلیون دلار در ترکیه، ۱۲۲ میلیون دلار در آلمان (احتمالا بلوکه شده)
۱۵-عباس کدخدائی: ۲.۵ میلیون دلار در ایتالیا، ۷.۱ میلیون دلار در کویت، ۳.۲ میلیون دلار در کویت
۱۶-مجتبی مصباح یزدی: ۱۸۴ میلیون دلار در دوبی، ۲۲۱ میلیون دلار در الناخال کمپانی، ۵۵ میلیون ایورو در اسپانیا
۱۷-علی مصباح یزدی: ۴۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۱۷ میلیون دلار در ترکیه، ۶۵ میلیون پوند در انگلیس، ۷۵ میلیون دلار در افریقا جنوبی، ۱۱۰ میلیون ایورو در آلمان
۱۸-حسین فیروزآبادی: ۳۲۰ میلیون دلار در مالزی، ۶۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۱۰۳ میلیون دلار در کویت، ۱۷ میلیون دلار در ترکیه
۱۹- پرویز فاتح : ۱۶ میلیون دلار در ترکیه، ۵.۲ میلیون ایورو در ترکیه،۲۲ میلیون دلار در سوئیس
۲۰-حسین شاجونی: ۶۶.۵ میلیون دلار در دوبی، ۳۹ میلیون دلار در کویت، ۱۱.۲ میلیون دلار در بیروت، ۸ میلیون دلار در مالزی
۲۱-حبیب الله عسگراولادی: ۱۷۲ میلیون دلار در بلژیک، ۱۲۰ میلیون ایورو در آلمان، ۴۲۰ میلیون دلار در الناخال کمپانی، ۴۲ میلیون دلار در ترکیه،۲۱۹ میلیون دلار در مالزی
۲۲-حسین جنتی: ۲۲۸ میلیون دلار در دوبی، مبلغی نا مشخص در بانک سوئیس و مبلغی نا مشخص در بانک ترکیه، ۲۰۰ میلیون دلار در مالز، ۱۵۰ میلیون دلار در ژاپن، ۳۲ میلیون دلار در مالزی
۲۳-سکینه خامنه ای: ۲۵ میلیون دلار در مالزی،۱۴ میلیون دلار در قطر،۱۱۲ میلیون در دوبی
۲۴-اسفندیار رحیم مشایی: ۵.۲ میلیون دلار در آلمان، ۳۲ میلیون دلار در ایتالیا،۴۱ میلیون دلار در دوبی
۲۵-ح‌محمدی آقایی: ۴۸.۴ میلیون دلار در دوبی، ۲.۴ میلیون دلار در بیروت، ۵۶ ایورو در اسپانیا
۲۶-علی اکبر ولایتی: ۲۴۴ میلیون ایورو در آلمان، ۶ میلیون ایورو در استرالیا، ۵۶ میلیون دلار در مالزی
۲۷- محمد محمدی ریشهری:۲۴۱ میلیون دلار در الناخال کمپانی و ۱۲۱ میلیون دلار در دوبی، ۴۸ میلیون دلار در آلمان،۴۳ میلیون دلار در ایتالیا
۲۸-محسن هاشمی بهرامانی:۳۵ میلیون دلار در ایالت متحده عربی، ۵۶ میلیون دلار در بلژیک
۲۹-محسن هاشمی ثمره:۱۱ میلیون دلار در قطر، ۵.۹ میلیون دلار در مالزی،
۳۰-علی لاریجانی:۱۸۵ میلیون ایورو در استرالیا،۱۶ میلیون ایورو در امارات متحده عربی، ۱۱۲ میلیون ایورو در مالزی
۳۱-عباس اخوندی:۹ میلیون دلار در امارات متحده عربی، ۵۰۲ میلیون دلار در بانک بیروت
۳۲-محسن رفیق دوست: ۱۲۹ میلیون دلار در بلژیک، ۴۴ میلیون دلار در کویت و ۹۲ میلیون دیگر در کویت
۳۳-حمید حسینی:۳۰ میلیون دلار در مالزی، ۸۲ میلیون ایورو در اسپانیا
۳۴-محمد حسینی:۱۴ میلیون دلار ایالات متحده عربی، ۷ میلیون دلار در کویت، ۳ میلیون دلار در ترکیه و ۱۱ میلیون پوند در انگلیس
۳۵-محمود حسینی:۳۲ میلیون دلار در ترکیه، ۱۱.۴ میلیون دلار در کویت
۳۶-مجتبی هاشمی ثمره:۲۸ میلیون دلار در اسپانیا، ۷۶ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۱۲۴ میلیون دلار در مالزی
۳۷-کارمان دانشجو:۷۶ میلیون ایورو در استرالیاف۷.۲ میلیون دلار در مالزی
۳۸-احمد رضا رادان:۹۸ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۶۵ میلیون دلار در کویت، ۱۲۱ میلیون دلار در افریقای جنوبی
۳۹-یدالله جوانی:۲۲ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۵ میلیون دلار در هند، ۲۳ میلیون دلار در پرتغال
۴۰-غلامرضا فیاض:۶۵ میلیون دلار در مالزی و ۴۰.۹ میلیون دلار در کویت
۴۱-رضا فیاض:۲۳ میلیون دلار در ایلات متحده عربی،۱۷ میلیون دلار در ترکیه،۷ میلیون دلار در ایتالیا
۴۲-علی مباشری:۱۲ میلیون دلار در بلژیک، ۱۹ میلیون دلار در مالزی،۴۲ میلیون دلار در کویت
۴۳-محمد نقدی:۱۴۲ میلیون ایورو در ایالات متحده عربی و ۲۴ میلیون دلار دیگر در ایالات متحده عربی،۶۶ میلیون دلار در مالزی
۴۴-فرهاد دانشجو:۲.۳ میلیون دلار در ایالات متحده عربی۵.۶ میلیون دلار در ترکیه
۴۵-خسرو دانشجو:۱۱ میلیون دلار در ترکیه، ۷ میلیون دلار در جمهوری چک
۴۶-حمید حسینی:۴۲ میلیون مالزی،۲۸ میلیون در ایالات متحده عربی
۴۷-محمد باقری خرازی:۱۲۰ میلیون دلار در لبنان، ۸۶ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۴۲ میلیون دلار در برکلی بانک افریقای جنوبی
۴۸-مهدی هاشمی ثمره:۵.۷ میلیون دلار در ترکیه،۴۴ میلیون دلار در کویت
۴۹-حمید رسائی:۶۲ میلیون دلار در مجارستان،۳۲ میلیون ایورو در المان، ۱۸ میلیون پوند در انگلیس،۱۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی
۵۰-حسین موسوی اردبیلی:۲۱ میلیون دلار در کویت، ۱۱۰ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۳۲ میلیون دلار در مالزی
۵۱-علی مبشری:۷ میلیون ایورو در استرالیا، ۲۲.۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی
۵۲-حسین شریعتمداری:۲۲۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۵۴ میلیون دلار در الناخال کمپانی، ۶۵ میلیون ایورو در » ح.س.ب.س» بانک انگلیس
۵۳-حسین شاهمرادی:۵۶ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۶۴ میلیون دلار در مالزی، ۷ میلیون دلار در هند
۵۴-کامران دانشجو:۲۴ میلیون دلار در ژاپن، ۴۳ میلیون دلار در مالزی
۵۵-داوود احمدی نژاد:۶۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۴۸ میلیون ایورو ایالات متحده عربی، ۸ میلیون دلار در بانک پترزبورگ روسیه
۵۶-عبدالله عراقی:۸۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۱۲۷ میلیون دلار در لبنان، ۶۷ میلیون دلار در مالزی، مبلغی نامشخص د بانک سوئیس
۵۷-بهاالدین حسینی هاشمی:۴۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۸۰ میلیون دلار در مالزی
۵۸-محی الدین فاضل هرندی:۵۲ میلیون دلار در عمان، ۴۵ میلیون دلار عربستان سعودی
۵۹-احمد جنتی:۴۵۰ میلیون ایورو در بلژیک، ۱۴۳ میلیون دلار در الناخال کمپانی،۱۲۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۲۶۵ میلیون دلار در مالزی،۱۱۸ میلیون دلار در افریقای جنوبی و مبلغی نا مشخص در بانک سوئیس
۶۰-علی جنتی:۳۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۱۵۵ میلیون دلار در ترکیه، ۵۵ میلیون دلار در آلمان، مبلغ نا مشخصی در سوئیس
۶۱-مرتضی رفیق دوست:۱۲۰ میلیون ایورو در آلمان، مبلغی نا مشخص در بانک سوئد
۶۲-م‌ح پارسا:۴۳ میلیون دلار در ترکیه، ۱۲ میلیون دلار در مالزی
۶۳-فاطمه اسگراولادی:۴۳ میلیون دلار در قطر، ۱۶ میلیون دلار در ترکیه
۶۴-علی اکبر محتشمی:۱۲۵ میلیون دلار در شارجه، ۸۵ میلیون دلار در کویت، ۲۰۰ میلیون دلار در مالزی، مبلغ نا مشخص در بانک سوئیس
۶۵-یاسر بهرامانی هاشمی:۲۲ میلیون ایورو در آلمان، ۱۲ میلیون ایورو در استرالیا، ۱۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی
۶۶-غلامعلی حداد عادل:۱۲ میلیون دلار در ترکیه، ۲.۴ میلیون دلار در مالزی،۴۳ میلیون دلار در ایالات متحده عربی‬

رضا شاه کبیر، مردی که از میان ملت ایران بر خواست و هرگز جز به ایران نیندیشید

30 Apr

‫رضا شاه کبیر، مردی که از میان ملت ایران بر خواست و هرگز جز به ایران نیندیشید‬


رژیم اسلامی سالانه ۳۵میلیارد دلار خرج بشار اسد می‌کند! روزنامه کریستین ساینس م…

30 Apr

‫رژیم اسلامی سالانه ۳۵میلیارد دلار خرج بشار اسد می‌کند!

روزنامه کریستین ساینس مانیتور چاپ آمریکا فاش کرد: استیفان دمیستورا نماینده سازمان ملل در سوریه اخیراً در یک جلسه خصوصی در واشینگتن گفته است رژیم ایران سالانه ۳۵ میلیارد دلار در سوریه هزینه کرده است. این روزنامه همچنین به‌نقل از منابع دیپلوماتیک در بیروت می‌نویسد بر اساس ارزیابی‌ها، رژیم ایران بین یک تا دو میلیارد دلار ماهانه به‌صورت پرداخت نقدی و حمایت نظامی در سوریه هزینه می‌کند.

http://ift.tt/1HNz5zc

پول مقامات و رهبران جمهوری اسلامی در خارج شب گذشته امید معماریان خبرنگار اعزامی…

30 Apr

‫پول مقامات و رهبران جمهوری اسلامی در خارج

شب گذشته امید معماریان خبرنگار اعزامی به واشنگتن و یکی‌ از شیفتگان جواد ظریف با انتشار این تصویر نوشت: "این عکس که آقای کری و خانم شرمن دیروز رفتند منزل سفیر ایران در سازمان ملل در یکی از اعیانی‌ترین محله‌های منهتن، یک عکس تاریخی است …"

همین خبرنگار حامی‌ دولت اسلامی در اسفند ماه سال گذشته هنگامی که با تریتا پارسی‌ به کاخ سفید رفته بود با دیدن میز غذا اختیار از کف داده بود و نوشت: "…. عالی. كوبيده، اش رشته، ماهی سفيد، باقلوا، كوكو سبزی و بقيه غذاهای ايرانی در كيفيت عالی خانگی! … "

حال گزارش زیر را بخوانیم تا کمی‌ با عیان‌های جمهوری اسلامی آشنا شویم:
بازی تبلیغاتی

شبکه تلوزیونی CNN به تازگی در گزارشی که روی سایت این شبکه قرار دارد، اعلام داشت که توسط یکی از کارکنان ایرانی بانک‌های کشور مالزی در جریان لیستی از پول مقامات و رهبران جمهوری اسلامی در خارج از کشور دست یافته است. این شبکه تلویزیونی مدعی شد که کارمند ایرانی بانک‌های مالزی به دلیل علاقه‌ای که به جنبش سبز در ایران دارد، این لیست را برای انتشار در اختیار سین گذاشته است. ضمن تشکر از این فرد ایرانی که نام وی را اعلام نکرده است، لیست مورد بحث را انتشار کرده است که به شرح زیر است:
۱-غلامحسین الهام : ۲۵ میلیون دلار در دبی، ۱۳ میلیون دلار در ترکیه، ۱۷ میلیون دلار در سوئیس، ۰.۷ میلین دلار در بیروت
۲-س.ح پناهی : ۱۱ میلیون دلار در بانک اسلامی شریعت، ۴ میلیون ایورو در مالزی
۳-مسعود کاظمی:۴۵ میلیون دلار در المان، ۴.۲ میلیون دلار در دبی
۴-علی هاشمی بهرامیان: ۵.۲ میلیون دلار در کویت، ۱۱ میلیون ایورو در بلژیک، ۲۳ میلیون دلار در دبی،و مبلغی نا مشخص در الناخال کمپانی
۵-محمد محمدی:۱۲ میلیون دلار در دبی، ۱۷ میلیون دلار در کویت، ۸ میلیون ایورو در ترکیه
۶-مهدی احمدی نژاد: ۱۸ میلیون ایورو در بلژیک، ۴۵ میلیون ایورو در سوئیس، ۴۴ میلیون دلار در بانک اسلامی شریعت
۷-نازیه خامنه‌ای : ۷ میلیون دلار در ترکیه، ۵۶ میلیون ایورو در المان، ۱۲۲ میلیون پوند در انگلیس
۸-صادق محصولی: ۱۴ میلیون ایورو در ایالات متحده عربی،۲۴ میلیون دلار در ترکیه،۳ میلیون ایورو در مالزی
۹-مجتبی خامنه ای:۱ بیلیون پوند در گرین انگلیس(احتمالا بلوکه شده است)، ۲.۲ بیلیون ایورو در المان،۷۶۶ میلیون دلار در قطر،مبلغی نامشخص در بانک سوئیس
۱۰-حسین معادی خواه:۱۵ میلیون دلار در کویت، ۴۵ میلیون ایورو در استرالیا،۷ میلیون دلار در امارات متحده عربی
۱۱-عیسی کلانتری: ۳۲ میلیون ایورو در بلژیک،۱.۲ میلیون دلار در ایتالیا
۱۲-حسین طائب:۱۲۲ میلیون دلار در امارات متحده عربی، ۴۲ میلیون ایورو در ایتالیا
۱۳-مسعود حجاریان کاشانی:۹۲ میلیون دلار در استرالیا،۱۳.۷ میلیون دلار در قطر
۱۴-سردار احمد وحیدی:۳۲ میلیون دلار در امارات متحده عربی، ۶۵ میلیون دلار در ترکیه، ۱۲۲ میلیون دلار در آلمان (احتمالا بلوکه شده)
۱۵-عباس کدخدائی: ۲.۵ میلیون دلار در ایتالیا، ۷.۱ میلیون دلار در کویت، ۳.۲ میلیون دلار در کویت
۱۶-مجتبی مصباح یزدی: ۱۸۴ میلیون دلار در دوبی، ۲۲۱ میلیون دلار در الناخال کمپانی، ۵۵ میلیون ایورو در اسپانیا
۱۷-علی مصباح یزدی: ۴۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۱۷ میلیون دلار در ترکیه، ۶۵ میلیون پوند در انگلیس، ۷۵ میلیون دلار در افریقا جنوبی، ۱۱۰ میلیون ایورو در آلمان
۱۸-حسین فیروزآبادی: ۳۲۰ میلیون دلار در مالزی، ۶۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۱۰۳ میلیون دلار در کویت، ۱۷ میلیون دلار در ترکیه
۱۹- پرویز فاتح : ۱۶ میلیون دلار در ترکیه، ۵.۲ میلیون ایورو در ترکیه،۲۲ میلیون دلار در سوئیس
۲۰-حسین شاجونی: ۶۶.۵ میلیون دلار در دوبی، ۳۹ میلیون دلار در کویت، ۱۱.۲ میلیون دلار در بیروت، ۸ میلیون دلار در مالزی
۲۱-حبیب الله عسگراولادی: ۱۷۲ میلیون دلار در بلژیک، ۱۲۰ میلیون ایورو در آلمان، ۴۲۰ میلیون دلار در الناخال کمپانی، ۴۲ میلیون دلار در ترکیه،۲۱۹ میلیون دلار در مالزی
۲۲-حسین جنتی: ۲۲۸ میلیون دلار در دوبی، مبلغی نا مشخص در بانک سوئیس و مبلغی نا مشخص در بانک ترکیه، ۲۰۰ میلیون دلار در مالز، ۱۵۰ میلیارد دلار در ژاپن، ۳۲ میلیون دلار در مالزی
۲۳-سکینه خامنه ای: ۲۵ میلیون دلار در مالزی،۱۴ میلیون دلار در قطر،۱۱۲ میلیون در دوبی
۲۴-اسفندیار رحیم مشایی: ۵.۲ میلیون دلار در آلمان، ۳۲ میلیون دلار در ایتالیا،۴۱ میلیون دلار در دوبی
۲۵-ح‌محمدی آقایی: ۴۸.۴ میلیون دلار در دوبی، ۲.۴ میلیون دلار در بیروت، ۵۶ ایورو در اسپانیا
۲۶-علی اکبر ولایتی: ۲۴۴ میلیون ایورو در آلمان، ۶ میلیون ایورو در استرالیا، ۵۶ میلیون دلار در مالزی
۲۷- محمد محمدی ریشهری:۲۴۱ میلیون دلار در الناخال کمپانی و ۱۲۱ میلیون دلار در دوبی، ۴۸ میلیون دلار در آلمان،۴۳ میلیون دلار در ایتالیا
۲۸-محسن هاشمی بهرامانی:۳۵ میلیون دلار در ایالت متحده عربی، ۵۶ میلیون دلار در بلژیک
۲۹-محسن هاشمی ثمره:۱۱ میلیون دلار در قطر، ۵.۹ میلیون دلار در مالزی،
۳۰-علی لاریجانی:۱۸۵ میلیون ایورو در استرالیا،۱۶ میلیون ایورو در امارات متحده عربی، ۱۱۲ میلیون ایورو در مالزی
۳۱-عباس اخوندی:۹ میلیون دلار در امارات متحده عربی، ۵۰۲ میلیون دلار در بانک بیروت
۳۲-محسن رفیق دوست: ۱۲۹ میلیون دلار در بلژیک، ۴۴ میلیون دلار در کویت و ۹۲ میلیون دیگر در کویت
۳۳-حمید حسینی:۳۰ میلیون دلار در مالزی، ۸۲ میلیون ایورو در اسپانیا
۳۴-محمد حسینی:۱۴ میلیون دلار ایالات متحده عربی، ۷ میلیون دلار در کویت، ۳ میلیون دلار در ترکیه و ۱۱ میلیون پوند در انگلیس
۳۵-محمود حسینی:۳۲ میلیون دلار در ترکیه، ۱۱.۴ میلیون دلار در کویت
۳۶-مجتبی هاشمی ثمره:۲۸ میلیون دلار در اسپانیا، ۷۶ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۱۲۴ میلیون دلار در مالزی
۳۷-کارمان دانشجو:۷۶ میلیون ایورو در استرالیاف۷.۲ میلیون دلار در مالزی
۳۸-احمد رضا رادان:۹۸ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۶۵ میلیون دلار در کویت، ۱۲۱ میلیون دلار در افریقای جنوبی
۳۹-یدالله جوانی:۲۲ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۵ میلیون دلار در هند، ۲۳ میلیون دلار در پرتغال
۴۰-غلامرضا فیاض:۶۵ میلیون دلار در مالزی و ۴۰.۹ میلیون دلار در کویت
۴۱-رضا فیاض:۲۳ میلیون دلار در ایلات متحده عربی،۱۷ میلیون دلار در ترکیه،۷ میلیون دلار در ایتالیا
۴۲-علی مباشری:۱۲ میلیون دلار در بلژیک، ۱۹ میلیون دلار در مالزی،۴۲ میلیون دلار در کویت
۴۳-محمد نقدی:۱۴۲ میلیون ایورو در ایالات متحده عربی و ۲۴ میلیون دلار دیگر در ایالات متحده عربی،۶۶ میلیون دلار در مالزی
۴۴-فرهاد دانشجو:۲.۳ میلیون دلار در ایالات متحده عربی۵.۶ میلیون دلار در ترکیه
۴۵-خسرو دانشجو:۱۱ میلیون دلار در ترکیه، ۷ میلیون دلار در جمهوری چک
۴۶-حمید حسینی:۴۲ میلیون مالزی،۲۸ میلیون در ایالات متحده عربی
۴۷-محمد باقری خرازی:۱۲۰ میلیون دلار در لبنان، ۸۶ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۴۲ میلیون دلار در برکلی بانک افریقای جنوبی
۴۸-مهدی هاشمی ثمره:۵.۷ میلیون دلار در ترکیه،۴۴ میلیون دلار در کویت
۴۹-حمید رسائی:۶۲ میلیون دلار در مجارستان،۳۲ میلیون ایورو در المان، ۱۸ میلیون پوند در انگلیس،۱۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی
۵۰-حسین موسوی اردبیلی:۲۱ میلیون دلار در کویت، ۱۱۰ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۳۲ میلیون دلار در مالزی
۵۱-علی مبشری:۷ میلیون ایورو در استرالیا، ۲۲.۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی
۵۲-حسین شریعتمداری:۲۲۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۵۴ میلیون دلار در الناخال کمپانی، ۶۵ میلیون ایورو در » ح.س.ب.س» بانک انگلیس
۵۳-حسین شاهمرادی:۵۶ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۶۴ میلیون دلار در مالزی، ۷ میلیون دلار در هند
۵۴-کامران دانشجو:۲۴ میلیون دلار در ژاپن، ۴۳ میلیون دلار در مالزی
۵۵-داوود احمدی نژاد:۶۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی،۴۸ میلیون ایورو ایالات متحده عربی، ۸ میلیون دلار در بانک پترزبورگ روسیه
۵۶-عبدالله عراقی:۸۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۱۲۷ میلیون دلار در لبنان، ۶۷ میلیون دلار در مالزی، مبلغی نامشخص د بانک سوئیس
۵۷-بهاالدین حسینی هاشمی:۴۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۸۰ میلیون دلار در مالزی
۵۸-محی الدین فاضل هرندی:۵۲ میلیون دلار در عمان، ۴۵ میلیون دلار عربستان سعودی
۵۹-احمد جنتی:۴۵۰ میلیون ایورو در بلژیک، ۱۴۳ میلیون دلار در الناخال کمپانی،۱۲۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۲۶۵ میلیون دلار در مالزی،۱۱۸ میلیون دلار در افریقای جنوبی و مبلغی نا مشخص در بانک سوئیس
۶۰-علی جنتی:۳۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۱۵۵ میلیون دلار در ترکیه، ۵۵ میلیون دلار در آلمان، مبلغ نا مشخصی در سوئیس
۶۱-مرتضی رفیق دوست:۱۲۰ میلیون ایورو در آلمان، مبلغی نا مشخص در بانک سوئد
۶۲-م‌ح پارسا:۴۳ میلیون دلار در ترکیه، ۱۲ میلیون دلار در مالزی
۶۳-فاطمه اسگراولادی:۴۳ میلیون دلار در قطر، ۱۶ میلیون دلار در ترکیه
۶۴-علی اکبر محتشمی: ۱۲۵ میلیون دلار در شارجه، ۸۵ میلیون دلار در کویت، ۲۰۰ میلیون دلار در مالزی، مبلغ نا مشخص در بانک سوئیس
۶۵-یاسر بهرامانی هاشمی:۲۲ میلیون یورو در آلمان، ۱۲ میلیون ایورو در استرالیا، ۱۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی
۶۶-غلامعلی حداد عادل:۱۲ میلیون دلار در ترکیه، ۲.۴ میلیون دلار در مالزی،۴۳ میلیون دلار در ایالات متحده عربی‬

29 Apr


Timeline Photos
صحبت های بعد از انقلاب محمد رضا شاه پهلوی با مجله "اکتبر" در مصر
(١٩٨٠)

بجای این که من می کوشیدم تا به مردم ایران بگویم که شما می توانید بکمک شخصیت خود،… قدرت خود، و منابع ملی خویش، یک ملت درجه اول در جهان باشید، امروز، به این مردم تلقین می شود که: شما ملتی فقیر و صغیر و مستعضف هستید و حق چنین بلند پروازی هایی را ندارید. برای تحقق این مطلب، تمامی نیروگاهها را بستند، کارخانه ها را از کار انداختند، برنامه های عمرانی را متوقف کردند. زیرا اینها می خواهند ایران کشوری فقیر باشد تا اسانتر بتوان بر آن حکومت کرد. کشوری که، مردم سرزمین اش، در عین ثروتمندی، از گرسنگی بمیرند ….

مدرك انگليسی يا هديه انگليسی؟ لطفا اين ويديو را ببينيد:
http://ift.tt/1PYvIGM